الشيخ رسول جعفريان وديگران
305
نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)
لبعض الشيعة اثبت فيه اسلام ابى طالب » « 1 » كه در اين قبيل موارد ، اشارات غامض هستند . با اين حال ، گاه در ارجاع ، محلّ فصل و باب مورد نظر را نيز ياد مىكند ؛ به عنوان مثال مىنويسد : « وقع ذكره فى الاحياء للغزالى فى اواخر كتاب الفقر و الزهد من الربع الأخير و هو ربع المنجيات » . « 2 » دربارهء كيفيت ارجاعهاى وى به چند نكته مىتوان اشاره كرد : 1 . ابن حجر گاهى نام مصدر و منبعى را كه از آن استفاده كرده ، كامل ذكر نكرده و مختصر مىآورد . نام مؤلفين را نيز به همين ترتيب ، گاهى به كنيه و بار ديگر به اسم و گاهى به لقب و مواقعى نيز همه را يك جا ذكر مىكند . 2 . اعتماد او بر چند نسخه از يك كتاب و دربارهء كتابهاى كهن ، بر چند روايت از يك كتاب ؛ به عنوان مثال دربارهء عبد الله صنابحى نقلى را از موطأ مالك آورده ، سپس گفته است : « كذا هو عند أكثر رواة الموطأ » . همچنين به چند نسخه از استيعاب اعتماد كرده است . « 3 » در مواردى مشخصات نسخه را به اين عنوان كه « نسخهاى كهن » يا به « خط فلان شخص » است ، ياد كرده است . « 4 » 3 . استقصا و دقت در به كار گرفتن مصادر ؛ ابن حجر حرص شديدى در اين مورد از خود نشان داده ، به گونهاى كه بالغ بر 960 تصنيف را ، آن هم بيشتر با مراجعه مستقيم ، استقصا كرده و حتى از حواشى كتابها نيز بهره برده است . به عنوان مثال مىنويسد : « وجدت فى هامش كتاب ابن شاهين » « 5 » و يا « قال ابو موسى : وجدت على ظهر جزء من امالى ابن منده بسنده الى مقاتل بن سليمان عن . . . » « 6 » وى گاه يك خبر را مستند به چندين منبع و مصدر كرده است . « 7 » 4 . تكيه بر منابع موثق : ابن حجر مىكوشد تا از منابع مورد اعتماد بهره برد . به همين دليل ، در زمان استفاده از كتاب سيف بن عمر ، او را تضعيف كرده است . همچنين از جوزقانى و كتاب اباطيل او انتقاد كرده و گفته است : گفتار او باطل و مردود است . نيز بر كتاب اسد الغابه ابن اثير انتقاد كرده است . وى در صورتى كه از منبعى با واسطه استفاده كرده ، آن را يادآور شده است ؛ به عنوان مثال مىنويسد : « قال ابن سعد حدّثنا هشام بن
--> ( 1 ) . همان ، ج 7 ، ص 236 . ( 2 ) . همان ، ج 3 ، ص 300 . ( 3 ) . همان ، ج 4 ، ص 279 . ( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 60 . ( 5 ) . همان ، ج 5 ، ص 300 . ( 6 ) . همان ، ج 5 ، ص 716 . ( 7 ) . همان ، ج 7 ، ص 520 .